تبليغاتX
ترانه ی خلقت
 

 

+ ثبت شده در  دوشنبه 29 تیر1388ساعت 12:27  توسط رضا حبیبی  | 

۲۳۵

خدایا خیلی از این آدمهات هستند که تا یکم احساس کنن بهشون جفا میشه صداشون در میاد و هیهات من الذله ...! خیلی جفا دیدم و هیچی نگفتم. این دلیل نمیشه اگه صدایی از من در نمیاد یعنی حالیم نیست و دل ندارم. زبون ندارم  یا اینکه حق با همه هست جز من! میدونم همه چیزو میدونی و میبینی ولی دلم پوسید بس که هیچی نگفتم و سپردم دست خودت. الآنم میریزم تو دلم و حتی از خودم هم دفاع نمیکنم. فقط خواستم بگم صبرتو با من مقایسه نکن منم آدمم. میدونم همه این سناریوها رو آدمهات نیستن که واسم میچینن میدونم دست نوشته ی خودته از اونا گله ندارم ولی قربون اون داستانت برم داستان فراز و نشیب داره. داستان ما که همش شد بی وفایی! بابا فیلم هندیش کن یکم. بابا این دل پوسید.

+ ثبت شده در  پنجشنبه 25 تیر1388ساعت 16:21  توسط رضا حبیبی  | 
 

    ۲۳۴

+ ثبت شده در  دوشنبه 22 تیر1388ساعت 20:34  توسط رضا حبیبی  | 
 

   ۲۳۳

+ ثبت شده در  شنبه 20 تیر1388ساعت 14:28  توسط رضا حبیبی  | 
 

    232

+ ثبت شده در  سه شنبه 16 تیر1388ساعت 20:6  توسط رضا حبیبی  | 
 

 

+ ثبت شده در  شنبه 13 تیر1388ساعت 14:56  توسط رضا حبیبی  | 
 

  

+ ثبت شده در  سه شنبه 9 تیر1388ساعت 22:14  توسط رضا حبیبی  | 
 

   ۲۲۹

+ ثبت شده در  یکشنبه 7 تیر1388ساعت 21:55  توسط رضا حبیبی  | 
این دیگه صبر نیست٬ عادت شده انگار

یکماه میشه که کلآ سی دقیقه از خونه رفتم بیرون اونم مجبور بودم

انقدر توقعاتمو اوردم پایین که دیگه پهن شدم کف زمین...

 

+ ثبت شده در  پنجشنبه 4 تیر1388ساعت 0:8  توسط رضا حبیبی  | 

 

 

+ ثبت شده در  دوشنبه 1 تیر1388ساعت 20:8  توسط رضا حبیبی  |